آخرین مطالب سایت

نقش عوامل روحی در بروز حوادث

وقتی حادثه ای اتفاق می افتد برای تحقیق در رابطه با علل به وجود آورنده حادثه ابتدا وجود اشکالات و نقایص احتمالی در عوامل فیزیکی و قابل لمس مانند ابزارآلات ، ماشین آلات ، مصالح و مواد مصرفی وسایل حفاظت عمومی ، وسایل حفاظت فردی و غیره مورد توجه قرار می گیرد ، در حالی که بررسی آمار حوادث نشان می دهد بخش اعظم حوادث مربوط به عوامل انسانی مانند عدم رعایت دستورالعملهای ایمنی به علت فقدان آموزش های لازم و یا به علت شرایط نامناسب روحی و روانی فرد حادثه دیده بوده است. حوادث بسیاری برای پرسنل کار کرده و با تجربه که از نظر شرایط و وسایل ایمنی کار و گذراندن دوره های آموزشی لازم کمبودی نداشته اند ، به وجود آمده که پس از تحقیقات بعدی مشخص شده علت آن ارتکاب به اشتباهات فاحش در اثر شرایط نامساعد روانی فرد در مقطع بروز حادثه بوده است. کار یکنواخت و مداوم توأم با سر وصدا ، باعث ایجاد بی علاقگی ، خستگی ، فرسودگی ، سردرد عصبی ، بی حوصلگی و عدم تمرکز فکری لازم خصوصاً هنگام انجام کارهای حساس و مخاطره آمیز می نماید. اضطراب و عدم تعادل فکری و حواس پرتی لحظه ای ، کاهش سرعت انتقال مغز در اثر خستگی مفرط ، فشارهای عصبی و روحی ناشی از مشکلات خانوادگی ، نابهنجارهای اجتماعی و محیط کار و عدم تأمین مایحتاج زندگی و بالنتیجه روی آوردن به شغل های دوم که باعث تحلیل قوای جسمی و روحی فرد می گردد و بسیاری عوامل دیگر از مهمترین علل بروز حوادث ناشی از کار می باشند. وقتی کارگر دچار مسائل و مشکلات ریشه ای باشد آرامش روانی لازم را نداشته و حین کار دائماً فکر و حواسش به دنبال مشکلات و چگونگی مقابله با آن منحرف شده و احتمال بروز حادثه برای خود و یا همکارانش را به چندین برابر افزایش می دهد که در این رابطه عدم تأمین مکفی نیاز های فیزیولوژیکی به عنوان اولین دسته نیازهای بشری بیشترین تأثیرات سوء را دارا می باشد.

مدیران وسرپرستان برای پیشگیری از وقوع حوادث علاوه بر تجهیز محیط کار به وسایل حفاظتی لازم و تأمین وسایل حفاظتی فردی ، برنامه های آموزش و ایمنی و سایر تجهیزات علمی ، لازم است شرایط روحی محیط کار و روابط بین افراد و جنبه های شخصیتی ، احساسی ، روحی و روانی پرسنل را مد نظر داشته و به آن توجه نمایند. شناخت روحیات و مسایل و مشکلات پرسنل و انجام اقدامات متناسب در جهت کمک به حل آنها از جمله وظایف اصلی مدیران و سرپرستان می باشد.
روابط بین سرپرست و پرسنل باید به گونه ای باشد که به راحتی مشکلات مطرح و تا حد امکان چاره اندیشی گردد। به طوری که اگر سرپرست در مقطعی مشاهده نمود که وضعیت روحی و عصبی یکی از پرسنل مساعد نیست به سهولت این تغییر روحیه را تشخیص داده و ضمن تلاش در جهت بهبود شرایط روحی وی موقتاً او را از انجام کارهای حساس که می تواند مخاطره آمیز باشد مانند کار روی شبکه های برق دار و یا ماشین آلات بالقوه خطر آفرین معاف دارد.

در عین حال سرپرست بایستی کارگران را به نوعی آموزش داده که هرلحظه را لحظه حادثه شمرده و اگر کارگر شرایط عینی کار را با شرایط روحی خویش مناسب نیافت ، در انجام کار آمیخته با خطر تا فراهم آوردن شرایط مناسب تأخیر بیاندازد. سرپرست علاوه بر مورد توجه قرار دادن شرایط روحی روز مره پرسنل تحت سرپرستی خود بایستی با توجه به شناختی که از نظر شرایط عمومی روحی ، عصبی ، خلاقیت های کاری ، میزان هوش ، سرعت انتقال و تمرکز فکر و حواس و توانائی های جسمی آنها پیدا می نماید ، نسبت به تقسیم کار ، تعیین و تغییر مسئولیت های پرسنل عمل نماید. برای رسیدن به این اهداف ایجاد روابط صمیمانه و انسانی در محیط های کار شرط اصلی می باشد।

منبع: محبوبه اشراقی- مجموعه مقالات چهارمین همایش ایمنی وبهداشت حرفه ای